در داستان هیچ چیزی بی دلیل و بی فایده نیست. داستان ممکن است مثل زندگی سرراست به نظر بیاید، ولی این شباهت شباهتی ظاهری است. اگر پوست داستان را خراش دهید، خون بیرون نمی زند، تدبیرهای نویسندگی بیرون می زند: ساختار، منطق، نمادگرایی و همه جور تمهید مصنوعی دیگر. رویدادها اتفاق می افتد چون نویسنده/خدا این طور می خواهد. در جهان واقعی ما از کمی آزادی اختیار برخورداریم اما در جهان داستان به تمامی توسط اختیار نویسنده/ خدا هدایت می شویم. نویسنده ها می توانند به شکلی ادبی هر اتفاقی را رقم برنند. آنها می توانند بگویند «بذار این جا روشن باشه» و آن جا روشن خواهد شد. چون قدرتی همه جانبه دارند. نویسنده/ خدا مسئولیتی انکار ناپذیر دارد که جوانمردانه بازی کند، هم با شخصیت های داستانش که برایش مثل عروسک های خیمه شب بازی هستند و هم با تماشاگرهای نمایش آنها.
بخشی از کتاب مفید «حرفه: داستان نویس1»
برچسب:
نویسنده: فاطمه میرزایی
تاريخ: جمعه
24 آذر
1396 ساعت: 13:29